سلام...حلقوی ها سلام!

تقصیر شما نیست.مدام آمدید و دیدید این شمعی که ما در تاریکی برافروختیم خاموش نشده همچنان به شدت و حدت می تابد!!! صبوری کردید،صبوری کردید آخر گفتید دیگر چه قدر صبر؟!! حق دارید!
ولی باور کنید ما هم مقصر نیستیم.الان تصور بفرمایید حلقه نویس بیشتر کنستانتره است تا خودش! امان از این بلای خانمان سوز، از این تحلیل بر انرژی و خلاقیت و روحیه! اعتیاد؟ ای بابا...نخیر! بدتر!
امتحان!

 آنهم از نوع پایان ترمش! آنهم از نوع دست نخورده در طول ترمش!
هان؟...چی؟ بلا بدور؟ گل گفتی بلا بدور...امتحان بدور! زندگی زهرمارمان شد! خب حقمان است! وقتی آدم بخواهد در یک ماه و نیم قریب به ۶،٧ کتاب ٣٠٠ صفحه ای را یاد بگیرد( دقت کنید : یاد بگیرد) بهتر از این هم نمی شود!
حالا چرا یاد بگیرد؟ چون اساتید محترم مهارت دارند که چه جوری سوال طرح کنند که حتی برای گرفتن یک ١٠ ناقابل هم باید کل کتاب را یاد گرفته باشی! بماند دوستان!
بماند این قصه پر سوز! فقط حلالتان نمی کنیم اگر دعایمان نکنید تا مشروط نشویم!
در این مدتی که نبودیم اتفاق های چندانی نیفتاده، فکر می کنم از اثرات همان امتحانات است.پاتوغ هم که تعطیل بوده!
اما دست خالی هم نیستیم.


سرخاب، لباس نو کرد!
سرخاب عید نوروز نرسیده، خانه تکانی کرده و شکل و شمایل اش را تغییر داده است.تنوع ستون ها هم قابل مشاهده است.یک بخش ویژه ای به اسم خبرچین هم ایجاد شده که شما می توانید با مطالعه ی آن در عرض چند دقیقه، کلی از وضع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و ... مملکت مطلع شوید! آنچنان که از خبرها بر می آید، این تنوع ها و تازه شدن ها باز هم ادامه دارد.
یک شماره ای راه اندازی شده بابت ارتباطات پیامکی مردمی...خود شماره هم بسیار مردمی می باشد.٠٩٣٧٣٣٨۴٨١٠ راحتی شماره را دارید؟ رند، هلو! کافیست یکبار بخوانید تا حفظ شوید! می بینید ما چقدر به فکر شماییم دیگر؟ کلی گشتیم تا همچین شماره ای را گیر آوردیم!
پس؛ به ما اس ام اس بزنید!
فقط سر جدتان، گوشی های خودمان پر است از اطلاعات وضعیت  آخرین ذخیره سازی های سیلوهای گندم ممفیس و تبس و روابط عزیز مصر با آخن آتون !
پیشنهادها،انتقادها، و نظرات خود را با ما در میان بگذارید! ( با صدای تبلیغاتی بخوانید اثر گذاری اش بالا رود!)
فقط یک نکته وقتی تعریف و تشکر می کنید مشخص بفرمایید سرخاب یا آذرپیام! در مورد انتقادها هم که کاملا مشخص است!
دوستان هم اینک یک خبر به من دادند که عزیزی قبول زحمت کرده و پیامکی با این مضمون فرستاده اند که "تبریک میگم!" ما هم به شما تبریک میگیم.( چی و چرایش خصوصی است.درج نفرموده اند ما هم نمی نویسیم!)
خبری هم داریم مبنی بر اینکه شایعه شده روزنامه ی سرخاب از روز شنبه در دکه ها نایاب خواهد شد!( سرعت خبرگزاری را دارید که؟ قبل از موعد خبرش را مخابره می کنند!!!) حالا اینکه چرا؟ ما هم بی اطلاعیم! مطلع هم باشیم نمی توانیم بگوییم! تنها مشترکین محترم که نردیک به ١٢٠٠ نفر می باشند قادر به دریافت روزنامه اند که کارشناسان این رقم را خوشحال کننده توصیف می کنند!( بیابید پرتغال فروش را! چی کار کنیم نمیشه واضح تر گفت!)

شیوع مصدومیت
بعد از بهبود کامل جناب فتوت آرا در بخش فنی،همکارشان جناب آقای همدست دچار مصدومیت از ناحیه پا شده اند.برایشان آرزوی سلامتی داریم.بدین ترتیب این قضیه ی مصدومیت گویا شیوع پیدا کرده و اگر این هفته دیدید ما نیامدیم بدانید که بله!...البته می ترسم قبل از حادثه،حلقویان محترم و خوانندگان دست بکار شوند و بابت اینهمه تاخیر، چنانچه در کامنت ها هم آمده مصدوم سهله، حلق آویزمان کنند!

برخورد از نوع نزدیک : ده شب، ده نشست

یکی از کارهای خوب و قابلی که این رورها به مناسبت دهه فجر در حال برگزاریست ،برنامه ١٠ شب ،١٠ نشست است که هر روز از ساعت 30/18 تا 30/20 در حسینیه عمارت شهرداری تبریز برگزار می شود. نمونه ی زنده ای از برنامه های خاطره گویی مبارزین، فعالان و زندانیان قبل از انقلاب...فرصت کردید سری بزنید!

و اما پاتوغ؛

به اطلاع کلیه علاقمندان پاتوغ می رساند این هفته روز چهارشنبه ٢٣/١١/٨٧،دوستان با نقد و بررسی به انضمام چای و بقیه مخلفات پذیرای شمایند. مهمان ویژه هم داریم:  دکتر عباسعلی رضایی از اساتید دانشگاه تبریز، با نگاهی کارشناسانه، آذرپیام و سرخاب را نقد خواهد کرد.

ساعت ١۶ الی ١٨...منتظرتان هستیم!

/ 5 نظر / 19 بازدید
قافیه

می بینیم که: وادی به وادی می روند این کاروان ها تا شهر شادی می روند این کاروان ها...! ××× این پست بوی گلاب میدهد!!! تابعد...

محفوظ بماند بخاطر جبهه گیری!

سلام ؛ اول بدون تعارف بگویم حلقه کم کم بی مزه می شود! (جبهه نگیری ا بعدا.. اسم هم نمی نویسم چون می دانم جبهه خواهی گرفت سال هایی که امتحان می دادم دقت کردم شما هم دقت کنید آدم تو امتحانات چه علاقه عجیبی به تلویزیون و اینترنت پیدا می کند؟! حلقه که خبری ازش نبود می نشستم به شخم زدن این جا! فروردین هشتاد و چهار ! تیر هشتاد و هفت...نوشته‌ها هستند، همین جور ردیف زیر هم، با تاریخ و ساعت، و کامنت‌ها. مثل سنگ قبره های این وادی رحمت ، با همان تاریخ تولد و وفات با همان حرف و باز در سکوت، حلقه نویس نوشته ها بی وفایند .. حلقه دیگر اصلا این وبلاگ با وبلاگ های دیگر فرق دارد! این جا من که می خوانم احساس نمی کنم برای نوشتن شان چه کشیده. یا فلان نوشته ات ده جا لینک خورده و یک عالمه کامنت گرفته... اصلا آدم خیال میک ند این نوشته ها از لحظه هایی آفرینش نشده اند .. حلقه سرد شده .. نمی فهمم!! باید کاری کرد .. فکری کرد!

تبریزی

مخالفان و موافقان ساخت دومین هتل 7 ستاره جهان در تبریز

چه فرقی می کنه

حلقه که به جریان می افتد، ما هم تکانی می خوریم...

علی

سلام من چیزی برای گفتن ندارم خواستم عرض سلامی و ادبی کرده باشم و دیگر هیچ ...